روبان ِ صورتی

تجربه های یک روبان صورتی که فوبیای آمپول و آنژیوکت داره :) از پیشگیری - تشخیص و درمان سرطان پستان

روبان ِ صورتی

تجربه های یک روبان صورتی که فوبیای آمپول و آنژیوکت داره :) از پیشگیری - تشخیص و درمان سرطان پستان

2.معاینه ماهانه

در نگاه اول بنظر خیلی مسخره میاد که بخوایم ماهانه خودمون سینه هامون رو معاینه کنیم ولی قراره براتون بگم که دلیل و اهمیت معاینه ماهانه چقدر زیاده.

اولا خیلی بیشتر از اون چیزی که بنظر میاد مهمه و برای اینکه حس بهتری داشته باشین باید بگم این معاینه ماهانه در کل دنیا وجود داره وبه شدت توصیه میشه. حالا چرا؟ چون بتونیم به محض اینکه چیزی حس کردیم بدوئیم بریم سراغ دکتر و تشخیص حرفه ای.

دوما باوجود اینکه معاینه ماهانه زمان خیلی خیلی کمی نیاز داره، اما تشخیص زودهنگام و به موقع میتونه کمک کنه، قبل اینکه توده بخواد یه تکونی به خودش بده و بزرگ بشه، شناساییش کنیم و درجا خفه اش کنیم

نکته مهم اینه که بدونید هر چیزی که تو معاینه حس کردین، لزوما" توده ی سرطانی نیست ... در واقع بیشتر وقت ها کیست هستند که باهم دیگه زندگی مسالمت آمیزی رو خواهید داشت اما اهمیت معاینه واسه همون ده درصدی هست که ممکنه نوع توده ای که کشف میکنید کیست نباشه.

سوما چرا ماهانه معاینه کنیم؟ برای اینکه متوجه تغییرات بشیم ... اینجا با دو گروه طرف هستیم، یه عده میگن هیچی نمیشه و ما اصلا تو خانواده امون نداشتیم و سرطان واسه همساده اس پس معاینه نمیکنیم ... یه گروه هم از اونطرف بوم میافتن که از ترسشون هردفعه که لباس عوض میکنن هی معاینه میکنن ... در اینجا این دو گروه رو داخل همزن ریخته، بخوبی هم میزنیم تا به تعادل برسیم.

چهارما اگه براتون سواله که وقتی میرم دکترو اون منو معاینه میکنه، دیگه چه لزومی داره خودم هرماه معاینه کنم، این سوال پیش میاد که آیا شما هر ماه توسط دکتر ویزیت میشین؟ اومدیم و از فاصله ویزیت اول تا ویزیت دوم که مثلا" شش ماه بعد هست یهو این سلول های ناقلا بوجود اومدن، میخواید بزارید شش ماه واسه خودشون جولان بدن بعد دکتر کشف اش کنه؟؟

جلوتر براتون میگم که تشخیص به موقع و زمان چقدر در پروسه درمان مهمه.


برام بنویسید که اولا معاینه روتین انجام میدین؟  دوما آخرین باری که برای این منظور معاینه شدین کی بوده؟

1.سلامی چو بوی خوش آشنایی:

سلام به روی ماهتون.

 سی و پنج سالم بود که اومدم تو لیست روبان صورتی ها. یعنی چی؟ یعنی یه توده فینگولی سرطانی تو سینه ام پیدا شد و سفرمن برای درمان شروع شد که پر از تجربه های خوب و بد بود، اما تهش یه حس من از پسش براومدم و بالاخره شکستش دادم گنده بدست اومد.

باید بگم که به لطف ژن های پلاسیده ای که دارم، از بیست و پنج سالگی خیلی منظم و فشرده تحت نظر دکتر ها بودم، با اینکه سابقه کنسر در نزدیکانم داشتم و دست به دکتر رفتنمون زیا بود ولی وقتی جواب آزمایش نمونه برداری رو گرفتم حسابی گیج و سردرگم شدم و البته که ترسیدم و اشکم هم دراومد!

با اینکه تو کل دنیا، سرطان سینه مثل سرماخوردگی شایع هست اما رفرنس یکپارچه و جامعی برای سوالاتم پیدا نکردم و برای جواب هر سوال از جاهای مختلف باید پرس وجو میکردم .

این شد که تصمیم گرفتم اینجا برای کمک به کسانیکه تو این مسیر قرار گرفتن، از تجربه هایی که داشتم ، اطلاعاتی که کسب کردم و از کمک دیگران استفاده کردم به زبان خودمونی و ساده بنویسم.

یه موضوعی که برای خیلی هامون اتفاق افتاده اینه که وقتی برای بیماری میریم سراغ اینترنت، برای یه سرماخوردگی ساده انقدر چیزهای منفی نوشته شده که ناخودآگاه حس مردن بهمون دست میده ... حالا فکر کن اسم توده سرطانی هم بیاد وسط ... ببینید تو تشخیص و انتخاب فرایند درمان آیتم های خیلی زیادی دخیل هستند که چیزی که متخصص ها با چندین سال درس خوندن یاد گرفتن، با سرچ یکی دو روزه بدست نمیاد، یا حداقل اونقدرها هم قابل اتکا نیست.

اما بر اساس تجربه و بنظر من – که پزشک هم نیستم – باتوجه به اینکه پزشکها یه سری کارها رو بصورت روتین انجام میدن، پیش میاد که دقتشون کم باشه یا خسته ان و حال ندارن دانششون به روز کنن!

 پس در کنار تشخیص پزشکها بد نیست کمی اطلاعات تکمیلی هم داشته باشیم. 


میشه لطفا جواب هر سه سوال نظر سنجی رو بدین؟