رفقای جان سلام.
از اینکه به من محبت دارید و در نشر یادداشتهای روبان صورتی همراهم هستین ازتون متشکرم.
اگر این یادداشتها بنظرتون مفید و کمک کننده هست لطفا به جای کپی کردن یادداشت ها، لینک وبلاگ رو در اختیار بقیه قرار بدین تا بتونیم نظرات و تجربیات اطرافیان رو یکجا داشته باشیم.
قطعا از اینکه ببینم نوشته هام بدون لینک مستقیم منتشر میشه، خوشحال نمیشم :)
از امانت داری شما متشکرم.
پرتو درمانی هم یکی از مراحل درمان هست و بسته به نظر دکتر میتونه حتی قبل از جراحی انجام بشه.
گاهی پزشک بر اساس نتیجه پاتولوژی ، پرتو درمانی رو مقدم بر جراحی میدونه، چرا؟ چون برداشتن کل توده، با ریسک کمتری انجام بشه.
پرتو درمانی یکی از راحت ترین و لوس ترین، مراحل درمانه ... بدون درد داره و آنژیوکت :)) شاهانه میری روی تخت دراز میکشی، دستگاه رو روی نقاط از قبل مشخص شده پرتو میندازه و شما چیزی حس نمیکنید و تنها نکته اش اینه که اصلا تکون نخورید، همین!
الان مراکز زیادی برای پرتو درمانی وجود داره و در صورت امکان مرکزی رو انتخاب کنید که دستگاه های به روز تری داشته باشه و هم به محل زندگیتون نزدیک باشه... چون باید مثلا" بیست روز پشت سرهم، در یک ساعت مشخص برید اون مرکز برای انجام پرتو درمانی، معمولا هیچ وقفه ای تو دوران پرتو درمانی وجود نداره ، الکی هم برنامه سفر و گردش نچینید چون هیچ چیزی مهمتر از سلامتی شما نیست.
من تایم شب مرکز بیمارستان عرفان نیایش میرفتم که در یک بازه زمانی دستگاه خراب شد و دو-سه روز فاصله افتاد و بعد ادامه درمان انجام شد. اینو گفتم که اگه یه موقع حالت مشابه پیش اومد نگران نشید که درمانتون با مشکل مواجه شده ... اما از سمت شما نباید تاخیری در روند درمان ایجاد بشه.
دستگاه پرتو درمانی رو مثل یه خورشید در نظر بگیرید که پرتوهاش پخش هست ، وقتی ما برای درمان یک قسمت از بدن میریم پرتودرمانی، میان پرتوهای دستگاه رو متمرکز میکنن رو اون قسمت که با شدت بیشتری توده ها رو ناکار کنن ... مثلا اگه قراره سینه پرتو بگیره، دلیلی نداره به گردنمون هم پرتو بزنن ... دستگاه خیلی دقیقه و نمیشه همینطوری الابختکی بگن خب اشعه رو بنداز رو سینه ، پس برای اینکه عملکرد دستگاه و درمان مارو بهینه کنن قبل از اولین جلسه ی پرتو درمانی میرید همون مرکز و روی بدن شما مارکر یاهمون علامت میزارن، تا مشخص بشه دقیقا کدوم قسمت با چه زاویه ای اشعبه بیافته و کارشناس دستگاه هم دقیقا بر اساس همین دستور العمل جلسات پرتودرمانی شما رو پیش میبره.
مترهای لیزری رو دیدین که یه رد سبز یا قرمز دارن ؟ اون متر رو میندازن روی بدن و مارکر گذاری با همین دقت انجام میشه ، حالا یه سوالی پیش میاد چطور این نقاط رو علامت بزنن که تو بیست روز با پوشیدن لباس و ... پاک نشه؟ اگه حتی با ماژیک یا خودکار هم بکشن بازم احتمال پاک شدن یا پخش شدنش وجود داره - حتی نیم سانت اختلاف هم در نتیجه کار موثره ، پس میان یه نقطه خیلی ریز در حد دو میلیمیتر روی پوست تتو میکنن ... اون زمان که من انجام میدادم مثل امروز دست و بدن ملت از تتو نقاشی نشده بود و یه جورایی خیلی ترسناک بنظر میرسید، (حالا خودم رفته بودم ابروهامو تتو کرده بودما ولی باز چون ناشناخته بود، میترسیدم - بعد که رفتم دیدم کل پروسه باندازه چند ثانیه انجام شد و واقعا هیچ دردی هم نداشت.یعنی در مقایسه با تتوی ابرو اصلا قابل قیاس نیست.
مورد بعدی التهاب و خشکی پوست هست که برای بعضیا خفیف و بعضیا شدیدتر هست ... که با نظر پزشکان میشه لوسیون زد و یا گاهی پوست خیلی خشک میشه و انگار که آفتاب سوخته شده، برای اونم پماد های مخصوصی هست که میشه استفاده کرد ... هرجا خسته شدی یا خشکی پوست اذیتت کرد یادت بیار که این دوران موقتی هست و تو نباید جا بزنی!
وقتی این همه آدم تونستن، ما چرا کم بیاریم؟ شما برای رفتن به اتاق پرتو درمانی باید لباساتون رو عوض کنید پس بهتره یه لباس راحت بپوشید که بتونید خیلی سریع لباس رو بکنی و بپری تو اتاق پرتو درمانی ... اگه تابستون باشه میتونید یه پیراهن بلند بپوشین و اگرم هوا سرد باشه با یه لباس راحتی که چسبون هم نیست سریع کارتون انجام میشه...
و اما حمام! تقریبا" به تمام بیماران گفته میشه تو دوران پرتو درمانی حمام نرید این یه جورایی مثال به مرگ گرفتن و به تب راضی شدنه :))
اول بگم که چرا میگن حمام نریم:
بخاطر اینکه خیلی از مردم با آب گرم دوش میگیرن و این باعث میشه پوستی که تحریک شده بدتر ملتهب بشه و دچار خارش یا سوختگی در طول درمان بشه.
دوم استفاده از شامپوهای معطر هست که میتونه پوست رو تحریک کنه.
سوم خطر عفونت برای اون لاکچری هایی که میرن توی وان دراز میکشن و ریلکس میکنن ، چون ممکنه محیط کاملا" تمیز نباشه.
چهارم از بین رفتن مارکر ها برای زمان هایی که به دستگاه تتو دسترسی نیست و از جوهر یا خودکار استفاده میشه و حمام و کیسه کشی! ممکنه این نقاط رو پاک کنه.
و حالا باتوجه به نکاتی که گفتم، راهکار چیه؟ یه دوش خیلی کوتاه حداکثر پنج دقیقه در حد گربه شور، با آب ولرم متمایل به خنک، بدون استفاده از لیف و کیسه و شوینده های معطر نهایت با شامپو بچه ... حالا اگه مثل من پرتودرمانی بعد از شیمی درمانی هم باشه که خیلی راحته چون شستن کله کچل هم زمانی نمی بره، یه دست میکشی کف سرت ، برق میافته عین آینه :)
تجربه هاتون در مورد پرتو درمانی رو زیر همین پست به اشتراک بزارید لطفا.
از کامنت مرضیه در پست قبل: برای پرتو درمانی هم دستگاه توموتراپی رو انتخاب کردم که طبق بخشنامه جدید بیمه تامین اجتماعی در پستان بزرگ یا پستان چپ به دلیل مجاورت با قلب شامل بیمه میشه.
دستگاه توموتراپی یه دستگاه پیشرفته اس که همزمان که پرتودرمانی رو انجام میده، سی تی هم میکنه تا موقعیت تومور مشخص بشه و پرتوها فقط به سلول های سرطانی برسن و همزمان میتونن چندین ناحیه رو هدف قرار بدن (کارش منو یاد فیلم های نقطه زنی جت های جنگنده میندازه :))
پرتو درمانی هم یکی از مراحل درمان هست و بسته به نظر دکتر میتونه حتی قبل از جراحی انجام بشه.
گاهی پزشک بر اساس نتیجه پاتولوژی ، پرتو درمانی رو مقدم بر جراحی میدونه، چرا؟ چون برداشتن کل توده، با ریسک کمتری انجام بشه.
پرتو درمانی یکی از راحت ترین و لوس ترین، مراحل درمانه ... بدون درد داره و آنژیوکت :)) شاهانه میری روی تخت دراز میکشی، دستگاه رو روی نقاط از قبل مشخص شده پرتو میندازه و شما چیزی حس نمیکنید و تنها نکته اش اینه که اصلا تکون نخورید، همین!
الان مراکز زیادی برای پرتو درمانی وجود داره و در صورت امکان مرکزی رو انتخاب کنید که دستگاه های به روز تری داشته باشه و هم به محل زندگیتون نزدیک باشه... چون باید مثلا" بیست روز پشت سرهم، در یک ساعت مشخص برید اون مرکز برای انجام پرتو درمانی، معمولا هیچ وقفه ای تو دوران پرتو درمانی وجود نداره ، الکی هم برنامه سفر و گردش نچینید چون هیچ چیزی مهمتر از سلامتی شما نیست.
من تایم شب مرکز بیمارستان عرفان نیایش میرفتم که در یک بازه زمانی دستگاه خراب شد و دو-سه روز فاصله افتاد و بعد ادامه درمان انجام شد. اینو گفتم که اگه یه موقع حالت مشابه پیش اومد نگران نشید که درمانتون با مشکل مواجه شده ... اما از سمت شما نباید تاخیری در روند درمان ایجاد بشه.
دستگاه پرتو درمانی رو مثل یه خورشید در نظر بگیرید که پرتوهاش پخش هست ، وقتی ما برای درمان یک قسمت از بدن میریم پرتودرمانی، میان پرتوهای دستگاه رو متمرکز میکنن رو اون قسمت که با شدت بیشتری توده ها رو ناکار کنن ... مثلا اگه قراره سینه پرتو بگیره، دلیلی نداره به گردنمون هم پرتو بزنن ... دستگاه خیلی دقیقه و نمیشه همینطوری الابختکی بگن خب اشعه رو بنداز رو سینه ، پس برای اینکه عملکرد دستگاه و درمان مارو بهینه کنن قبل از اولین جلسه ی پرتو درمانی میرید همون مرکز و روی بدن شما مارکر یاهمون علامت میزارن، تا مشخص بشه دقیقا کدوم قسمت با چه زاویه ای اشعبه بیافته و کارشناس دستگاه هم دقیقا بر اساس همین دستور العمل جلسات پرتودرمانی شما رو پیش میبره.
مترهای لیزری رو دیدین که یه رد سبز یا قرمز دارن ؟ اون متر رو میندازن روی بدن و مارکر گذاری با همین دقت انجام میشه ، حالا یه سوالی پیش میاد چطور این نقاط رو علامت بزنن که تو بیست روز با پوشیدن لباس و ... پاک نشه؟ اگه حتی با ماژیک یا خودکار هم بکشن بازم احتمال پاک شدن یا پخش شدنش وجود داره - حتی نیم سانت اختلاف هم در نتیجه کار موثره ، پس میان یه نقطه خیلی ریز در حد دو میلیمیتر روی پوست تتو میکنن ... اون زمان که من انجام میدادم مثل امروز دست و بدن ملت از تتو نقاشی نشده بود و یه جورایی خیلی ترسناک بنظر میرسید، (حالا خودم رفته بودم ابروهامو تتو کرده بودما ولی باز چون ناشناخته بود، میترسیدم - بعد که رفتم دیدم کل پروسه باندازه چند ثانیه انجام شد و واقعا هیچ دردی هم نداشت.یعنی در مقایسه با تتوی ابرو اصلا قابل قیاس نیست.
مورد بعدی التهاب و خشکی پوست هست که برای بعضیا خفیف و بعضیا شدیدتر هست ... که با نظر پزشکان میشه لوسیون زد و یا گاهی پوست خیلی خشک میشه و انگار که آفتاب سوخته شده، برای اونم پماد های مخصوصی هست که میشه استفاده کرد ... هرجا خسته شدی یا خشکی پوست اذیتت کرد یادت بیار که این دوران موقتی هست و تو نباید جا بزنی!
وقتی این همه آدم تونستن، ما چرا کم بیاریم؟ شما برای رفتن به اتاق پرتو درمانی باید لباساتون رو عوض کنید پس بهتره یه لباس راحت بپوشید که بتونید خیلی سریع لباس رو بکنی و بپری تو اتاق پرتو درمانی ... اگه تابستون باشه میتونید یه پیراهن بلند بپوشین و اگرم هوا سرد باشه با یه لباس راحتی که چسبون هم نیست سریع کارتون انجام میشه...
و اما حمام! تقریبا" به تمام بیماران گفته میشه تو دوران پرتو درمانی حمام نرید این یه جورایی مثال به مرگ گرفتن و به تب راضی شدنه :))
اول بگم که چرا میگن حمام نریم:
بخاطر اینکه خیلی از مردم با آب گرم دوش میگیرن و این باعث میشه پوستی که تحریک شده بدتر ملتهب بشه و دچار خارش یا سوختگی در طول درمان بشه.
دوم استفاده از شامپوهای معطر هست که میتونه پوست رو تحریک کنه.
سوم خطر عفونت برای اون لاکچری هایی که میرن توی وان دراز میکشن و ریلکس میکنن ، چون ممکنه محیط کاملا" تمیز نباشه.
چهارم از بین رفتن مارکر ها برای زمان هایی که به دستگاه تتو دسترسی نیست و از جوهر یا خودکار استفاده میشه و حمام و کیسه کشی! ممکنه این نقاط رو پاک کنه.
و حالا باتوجه به نکاتی که گفتم، راهکار چیه؟ یه دوش خیلی کوتاه حداکثر پنج دقیقه در حد گربه شور، با آب ولرم متمایل به خنک، بدون استفاده از لیف و کیسه و شوینده های معطر نهایت با شامپو بچه ... حالا اگه مثل من پرتودرمانی بعد از شیمی درمانی هم باشه که خیلی راحته چون شستن کله کچل هم زمانی نمی بره، یه دست میکشی کف سرت ، برق میافته عین آینه :)
تجربه هاتون در مورد پرتو درمانی رو زیر همین پست به اشتراک بزارید لطفا.
تجربه ی من میگه وقتی یه بیمار درگیر کنسر میشه، بعد از گذر از شوک روبرویی با بیماری ، با شروع پروسه درمان به پذیرش بیماری میرسه و به امید پایان پروسه ی درمان، کج دار و مریز با عوارض بیماری کنار میاد ... چیزی که کمتر بهش توجه میشه آسیب روحی و حس درماندگی همراهان و خانواده ی بیمار هست ... عذابی که همراهان از دیدن حال بیمار متحمل میشن و حس ناتوانی شون در کنترل شرایط – بخصوص اگه همه آشفته باشن و نتونن عواطف رو روحیاتشون رو کنترل کنن، بعضا تا ابد همراه خانواده میمونه ...
یه لایه پایین تر، بچه ها هستند ...
حتما شرایط پیش اومده رو برای بچه ها در حد درک و سن شون مطرح کنید، فکر نکنید با پنهان کاری، از بچه هاتون حمایت کردین ...
بچه ها متوجه تغییرات میشن ولی چون درکی از وضعیت بوجود آمده ندارند گیج میشن و ممکنه بیمار شدن افراد نزدیکشون رو به خودشون ربط بدن و عذاب وجدان بگیرن ...حتی ممکنه فکر کنن من چون بچه خوبی نیستم یا غذامو خوب نخوردم، یا درسمو خوب نخوندم مامان، بابا و ... مریض شده .
اما مطرح کردن این موضوع با بچه ها کمک میکنه که همگی قدم به قدم این پروسه رو پشت سر بزارن و حس همدلی و مشارکت بچه ها تقویت میشه.
یکی از بارز ترین تغییرات در پروسه ی درمان، ریزش مو هست که پنهان کردنش از بچه ها امکانپذیر نیست ... اینجا بهتره که فرد بیمار خودش مطرح کنه و بازم در حد سن بچه ها توضیح بده ...
مثلا" اگه بچه زیر پنج سال هست ، با نشون دادن عکس آدمهایی که موهای کوتاه دارن ازشون نظر بپرسین که بنظرت کدوم قشنگ تره؟ ... نشون دادن عکس خانمها با موهای خیلی کوتاه کمک میکنه که بچه ها بفهمن همه خانمها لزوما موهای بلندی ندارند ...
من برای این مرحله از مشاور کمک گرفتم و با هماهنگی آرایشگاه پسرم، در یه زمان خلوت رفتیم اونجا و بازی به سمتی پیش رفت که من گفتم موهامو مثل پسرم کوتاه کن و اون به آرایشگر گفت موهای مامانم رو کچل کن! غمگین بودم ولی برای کمک به آرامش بچه ام خودمو ناراحت نشون ندادم و با خوشحالی و خنده از آرایشگاه اومدیم بیرون.
و این اتفاق به جای تراژدی ترسناک، تبدیل شد به یه خاطره ی بامزه ...
اگه بچه اتون بزرگتر هست میتونید توضیح بدین که اکثر دارو ها عوارض جانبی دارند و دکتر بهم یه دارویی داده که گفته منو خیلی قوی میکنه اما یه مدتی باید موهامو بزنم که اثر دارو نره توی موهام ... یا مثلا" این دارو کمک میکنه من قوی بشم اما چون موهام هنوز قوی نیستن نمیتونن به کف سرم بچسبن و برای همین من کوتاهشون میکنم که هی نریزه زمین. ممکنه ازتون بپرسن بخاطر از دست دادن موهات؟ لطفا صادقانه بهشون جواب بدین، چرا دلمون تنگ موهای بلند و آرایش موهامون میشه، ولی برای اینکه سلامتی امو بدست بیارم این دوره رو تحمل میکنم ... مو دوباره در میاد . به عنوان پیشنهاد تهش با یه جمله خوب تموم کنید، مثلا خداروشکر که دکترم بهترین دکتر شهر هست، یا این دارویی که من استفاده میکنم تو بهترین آزمایشگاه ها ساخته شده ...
و برای بچه هایی که تو سن بلوغ و بزرگتر هستند هم حتما توضیح بدین، بگین توده کجا هست، چند جلسه درمان نیازه و تو اون روزهای درمان ممکنه شما کمی بیحال باشین ... اونارو تو سکوت و بی خبری رها نکنید. شما با توضیح شرایط و شرکت دادنشون تو بحران بوجود آمده، از سردرگمی بچه هاتون جلوگیری میکنید و اعتمادشون رو جلب میکنید که هر اتفاقی بیافته در جریان قرار میگیرند والا ترس از دست دادن شما، زندگیشون رو مختل میکنه و چه بسا آینده اشون رو هم تحت تاثیر قرار میده....
ضمنا" همین در جریان پروسه بیماری و درمان قرار گرفتن بهشون یاد میده که اگه خدایی نکرده دچار مشکل سلامتی شدن، به جای انکار موضوع و پشت سر گذاشتن، پیگیر موضوع باشن و در مسیر سلامتی گام بردارن.
ما گونه های طنازی هستیم چون حتی وقتی چاق میشیم هم، دنبال این هستیم که یه چیزی بخوریم تا لاغر شیم!ولی اینجا از این شوخیا نداریم و به این می پردازیم که چی نخوریم :)
مثل توصیه های روانشناسی، عمل کردن به همه موارد ، هم سخت و هم گاهی غیر ممکنه و خودم بهش آگاه هستم :)
اما خوبه که موارد مضر و آسیب زا رو بدونیم که اگر هم دلمون خواست یا وقتی که گزینه دیگه ای نداشتیم حواسمون باشه و به میزان کم از اونیکه کمتر ضرر داره بخوریم.
تو پست پت اسکن نوشتم که سلولهای سرطانی یه عالمه گیرنده دارند که به هرچیزی که بهشون انرژی بده میچسبن تغذیه سلولهای سرطانی از قند و کلسیم هست ... یعنی تا یه چیزی میبینن دورش جمع میشن و خودشونو تغذیه میکنن و سیرمونی هم ندارند! خیلی دَله و گشنه هستن و مثال بارز از نخورده بگیر بده به خورده همین سلولهای سرطانی هستند.:)
هرچیزی که میخوریم اول به اونا میرسه وبعد اگه سیر بشن به بقیه ی بدن داده میشه!
یعنی بدن ما در حالت عادی میتونه گرسنگی طولانی و روزه رو تاب بیاره اما این سلولها اصلا تحمل گرسنگی رو ندارن و از بین میرن .
خب چکار کنیم که سلولهای سرطانی کمتر قوی شن؟؟
بله، باید غذای کمتری بهشون بدیم ... یعنی خودمون هم کمتر غذا بخوریم.
اینا که مینویسم رو من بعد از دوران درمانم متوجه شدم و خودم تو دوران شیمی درمانی فقط به کله پاچه میل داشتم ! اما الان میفهمم که اشتباه بوده و اینکه چرا پزشک ها نمیگن رو نمیدانم! اطلاعی ندارم :))
یه باوری که هنوزم هست اینه که میگه بدن کم جون شده و باید تقویتش کرد ... اما وقتی بدونیم تکثیر سلولهای سرطانی وابسته به تغذیه ی ماست داستان کمی متفاوت میشه و میشه تغذیه سالم تری رو تو دوران درمان پیش گرفت.
کلا تو دوران درمان اشتهای آدم کم میشه ... چند تا اصل رو میگم بقیه اش با خودتون و چون این پست خیلی جنبه ی تحقیقاتی داره پیشنهاد میکنم حتما خودتون هم درموردش رفرنس های معتبر رو مطالعه کنید.
اول اینکه غذاهای پر ادویه و خیلی چرب و غذا با طبع گرم کلا" ممنوع، چون باعث تهوع میشه! حالا اینکه من یکماه تمام صبحانه و نهار و شام فقط میتونستم کله پاچه با آبلیموی فراوان بخورم رو ندید بگیرید لطفا، من اشتباه کردم! غذاهای با طبع گرم هم بخاطر اینکه آفت زدن دهان رو تشدید میکنه بر حسب تجربه متوجه شدم .
دوم قند قند قند .. ممنوع! سلول های سرطانی دله هستن، بین قند مصنوعی مثل بستنی و قند طبیعی مثل خرما و عسل تفاوت قائل نمیشن ، چشمشون به دهن ماست که هرچی خوردیم، اونا ببلعن و خودشونو قوی کنن.
چیزی که من یادگرفتم تنها گزینه نفوذی، ویتامین سی هست ... یعنی سلولهای سرطانی اونو مثل قند میبینن و سمتش هجوم میبرن و بعد بوووووم منفجر میشن!
دکتر معصومه محمد پور تاکیدش رو تزریق ویتامین سی در قالب سرم اونم بدون افزودن چیز دیگه ای در بازه زمانی بیست دقیقه الی نیم ساعته، ولی اگه به کادر پزشکی دسترسی نداشته باشیم خیلی عملی نیست و بنابراین خوردن ویتامین سی (بدون زینک) میتونه جایگزین باشه.
کلسیم (لبنیات مثل شیر و ماست و بستنی) و گوشت قرمز بخاطر آهن و همچنین مواد غذایی حاوی زینک ممنوعه ... مثلا" قرمه سبزی مثل بنزین برای آتیش عمل میکنه چون هم گوشت قرمز، هم لوبیا سرشار از آهن هست! قرص های پنج هزار و پنجاه هزار ویتامین دی هم ممنوعه چون ویتامین دی باعث میشه کلسیم بیشتری جذب بدن بشه، بدن ساخت ویتامین دی رو کاهش میده تا کلسیم به سلول های سرطانی نرسه و ما تو دوران درمان باید از این عمل تاحدممکن جلوگیری کنیم.
فکر کن از یه طرف با شیمی درمانی داری لشکر سرطانو تار ومار میکنی، بعد از اون طرف با خوردن غذاهای اشتباه بهشون تانک و خمپاره میدی که مقاومت کنن :))
مثلا"تجربه ای که من داشتم این بود که بعد از تزریق داروها، بهمون تو سرم مولتی ویتامین هم میزدن که مایع سرم زرد رنگ میشد که الان میفهمم اشتباه بوده و گرچه اون زمان دانشی در این مورد نداشتم اما اینکه کادر پزشکی به این تناقض توجه نداشتن، برام سواله!
و اگه در جواب پاتولوژیتون استروژن و پروژسترون Er - pr مثبت بود حواستون به فیتو استروژن ها در طول درمان و بعد از اون باشه:
مثلا کنجد یا روغن کنجد یکی از منابع خوب فیتواستروژن ها هست ، فیتو استروژن گروهی از ترکیبات گیاهی هستندکه ساختاری شبیه به استروژن بدن انسان دارند و اثراتی مشابه آن را در بدن ایجاد میکنند.باخوردن روغن کنجد هرروز فیتو استروژن هارو در بدن افزایش میدیم .
بعضی از مواد غذایی که فیتواستروژن هستند: انگور، توت فرنگی ، سویا، بادوم زمینی ، گردو و پسته.
تا جای ممکن استفاده از فیتو استروژن ها رو کم کنیم.
*
یه مکملی هست بنام لیکوپن که عصاره گوجه هست و سرشار از آنتی اکسیدان که در زمان سرطانها و کیست سینه و تخمدان خیلی کمک کننده هست، در زمان سرطان هر هشت ساعت دو تا میتونیم بخوریم با موافقت پزشک! و اگه به قرصش دسترسی نداشتین میتونید دوتا سه تا گوجه متوسط رو برای هر نوبت کباب کنید (با حرارت در گوجه آزاد میشه) و نوش جان کنید و یا از رب گوجه طبیعی استفاده کنید.
بعلت اینکه انرژی زا هست بعد از شش عصر استفاده نکنید که خوابتون بهم نریزه.
پس فقط لیکوپن و ویتامین سی مجازیم.